۹ اشتباه رایج والدین که بدون اینکه بدانند به اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌زنند
1405/06/02
روانشناسی کودک

۹ اشتباه رایج والدین که بدون اینکه بدانند به اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌زنند

همه والدین دوست دارند فرزندشان بااعتمادبه‌نفس، مستقل و قوی بزرگ شود. برای همین گاهی بیش از حد تشویقش می‌کنیم، گاهی برای موفقیت بیشتر به او فشار می‌آوریم و گاهی هم از روی نگرانی دائماً اشتباهاتش را اصلاح می‌کنیم.

اما نکته مهم اینجاست: بعضی رفتارهایی که با نیت خوب انجام می‌دهیم، ممکن است در طول زمان پیام متفاوتی به کودک منتقل کنند.

اعتمادبه‌نفس سالم یعنی کودک احساس کند ارزشمند است، می‌تواند چیزهای جدید را امتحان کند، از اشتباه کردن نترسد و برای حل مشکلات به توانایی‌های خودش تکیه کند. آکادمی اطفال آمریکا نیز از احساس تعلق، شایستگی، مسئولیت‌پذیری، فرصت انتخاب و پذیرش اشتباه به‌عنوان عوامل مهم در شکل‌گیری عزت‌نفس سالم کودک یاد می‌کند.

در ادامه ۹ اشتباه رایج را بررسی می‌کنیم؛ اشتباهاتی که بسیاری از والدین بدون قصد آسیب‌زدن مرتکب می‌شوند.


۱. مقایسه کردن کودک با بچه‌های دیگر

«ببین دوستت چقدر خوب نقاشی می‌کشه!»

«خواهرت وقتی هم‌سن تو بود این کارها رو خودش انجام می‌داد.»

«چرا تو نمی‌تونی مثل پسرخاله‌ات درس بخونی؟»

این جملات شاید از نظر والدین انگیزه‌بخش باشند، اما کودک ممکن است پیام دیگری دریافت کند:

«من به اندازه کافی خوب نیستم.»

مقایسه دائمی باعث می‌شود کودک به جای تمرکز روی رشد خودش، ارزشمندی‌اش را با عملکرد دیگران بسنجد. در نتیجه ممکن است موفقیت دیگران برایش تهدیدکننده شود یا از امتحان کردن کارهای جدید بترسد.

چه کار کنیم؟

به جای مقایسه کودک با دیگران، پیشرفت خودش را با گذشته خودش مقایسه کنید.

به جای:

«دوستت خیلی بهتر از تو نقاشی می‌کشه.»

بگویید:

«این بار جزئیات بیشتری برای نقاشیت گذاشتی. معلومه بیشتر تمرین کردی.»

هدف این نیست که کودک همیشه بهترین باشد؛ هدف این است که یاد بگیرد می‌تواند رشد کند.


۲. تعریف و تمجید افراطی و غیرواقعی

تشویق کودک بسیار مهم است، اما هر تشویقی الزاماً مفید نیست.

اگر کودک یک نقاشی ساده کشید، گفتن «تو نابغه‌ای!» شاید در لحظه خوشحالش کند، اما تعریف‌های کلی و اغراق‌آمیز اطلاعات مفیدی درباره کاری که انجام داده به او نمی‌دهد.

تحقیقات و توصیه‌های تخصصی درباره تشویق کودکان بیشتر بر تشویق مشخص و واقعی تأکید دارند؛ یعنی به کودک بگوییم دقیقاً چه کاری را خوب انجام داده است.

مثلاً به جای:

«تو خیلی باهوشی!»

بگویید:

«دیدم برای حل این پازل چند بار امتحان کردی و بالاخره راهش رو پیدا کردی.»

این نوع تشویق به کودک کمک می‌کند بفهمد تلاش، تمرین و حل مسئله اهمیت دارند.

یک نکته مهم

تشویق کردن بد نیست؛ اتفاقاً کودک به توجه و بازخورد مثبت والدین نیاز دارد. مسئله این است که تشویق باید صادقانه، مشخص و متناسب با واقعیت باشد.


۳. انجام دادن همه کارها به جای کودک

این اشتباه معمولاً از عشق و نگرانی والدین ناشی می‌شود.

کودک می‌خواهد لباسش را خودش بپوشد:

«بیا من بپوشونمت، دیرمون میشه.»

می‌خواهد اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند:

«ولش کن، خودم جمع می‌کنم.»

می‌خواهد پازل درست کند:

«بده من درستش کنم.»

در ظاهر داریم کمک می‌کنیم؛ اما اگر این رفتار دائماً تکرار شود، کودک فرصت تجربه کردن توانستن را از دست می‌دهد.

کودک برای ساختن اعتمادبه‌نفس به تجربه‌های واقعی نیاز دارد؛ تجربه‌هایی مثل حل کردن یک مسئله، مرتب کردن وسایل، انتخاب لباس، انجام یک کار ساده یا حتی شکست خوردن و دوباره امتحان کردن. آکادمی اطفال آمریکا نیز تأکید می‌کند که فرصت مسئولیت‌پذیری، انتخاب و انجام مستقل کارها می‌تواند احساس شایستگی کودک را تقویت کند.

راه بهتر چیست؟

اگر کاری برای سن کودک مناسب است، اجازه دهید خودش انجامش دهد؛ حتی اگر کندتر، نامرتب‌تر یا ناقص‌تر انجام دهد.

گاهی بهترین جمله والد این است:

«اگر خواستی کمکت می‌کنم، ولی اول خودت امتحان کن.»


۴. ترساندن کودک از شکست

بعضی والدین آن‌قدر روی موفقیت تأکید می‌کنند که کودک تصور می‌کند شکست خوردن اتفاقی غیرقابل‌قبول است.

مثلاً:

«نباید خرابش کنی.»

«مراقب باش اشتباه نکنی.»

«اگر بلد نیستی انجامش نده.»

نتیجه ممکن است کودکی باشد که ترجیح می‌دهد اصلاً امتحان نکند تا اینکه شکست بخورد.

در حالی که یکی از پایه‌های اعتمادبه‌نفس سالم این است که کودک بفهمد اشتباه و شکست، بخشی طبیعی از یادگیری است.

به جای ترس از شکست، این پیام را منتقل کنید:

«اشتباه کردی؛ اشکالی نداره. ببینیم این بار چه چیزی می‌تونیم ازش یاد بگیریم.»

این جمله به کودک یاد می‌دهد:

اشتباه من = پایان کار نیست.

بلکه:

اشتباه من = فرصتی برای یادگیری است.


۵. برچسب زدن به کودک

«تو خیلی تنبلی.»

«تو همیشه شلوغ‌کاری.»

«تو بچه لجبازی هستی.»

«تو خجالتی هستی.»

«تو اصلاً حواست جمع نیست.»

یک رفتار اشتباه با شخصیت کودک یکی نیست.

اگر کودک اتاقش را مرتب نکرده، می‌توان درباره رفتار او صحبت کرد؛ اما نباید آن رفتار را به هویت او تبدیل کنیم.

به جای:

«تو تنبلی.»

بگویید:

«امروز وسایلت رو جمع نکردی. بیا با هم ببینیم چطور می‌تونیم این کار رو راحت‌تر انجام بدیم.»

این تفاوت کوچک بسیار مهم است.

کودک به‌مرور ممکن است تصویری که بزرگسالان مهم زندگی‌اش از او دارند، وارد تصور خودش از خودش کند. منابع تخصصی کودک نیز نسبت به برچسب‌هایی مانند «تنبل»، «احمق» یا «بد» هشدار می‌دهند.


۶. بی‌اهمیت دانستن احساسات کودک

«برای این چیز کوچیک گریه نکن!»

«این که ترس نداره.»

«چیزی نشده.»

«بچه که نباید برای این موضوع ناراحت بشه.»

برای بزرگسال ممکن است مسئله کوچک باشد، اما برای کودک همان اتفاق می‌تواند کاملاً واقعی و جدی باشد.

وقتی کودک ناراحت است، لازم نیست حتماً با او موافق باشیم؛ ابتدا باید احساسش را ببینیم و بشناسیم.

مثلاً:

«می‌فهمم ناراحت شدی چون دوست داشتی اون اسباب‌بازی رو داشته باشی.»

بعد می‌توانیم درباره قانون یا محدودیت صحبت کنیم:

«ولی امروز قرار نیست اسباب‌بازی جدید بخریم. بیا با هم انتخاب کنیم کدوم اسباب‌بازی‌هات رو می‌خوای بازی کنی.»

پذیرش احساس به معنی تسلیم شدن در برابر هر خواسته کودک نیست.

احساسات را می‌توان پذیرفت، اما برای رفتارها همچنان باید مرز داشت.


۷. انتقاد کردن بیشتر از تشویق کردن

اگر بیشتر تعامل والد با کودک شامل تذکر، اصلاح، ایراد گرفتن و انتقاد باشد، کودک ممکن است به‌تدریج احساس کند دائماً تحت ارزیابی است.

«صاف بشین.»

«این کار رو درست انجام بده.»

«باز خراب کردی.»

«چند بار باید بهت بگم؟»

«چرا گوش نمی‌دی؟»

هیچ‌کس دوست ندارد دائماً احساس کند در حال امتحان دادن است؛ کودک هم همین‌طور.

البته اصلاح رفتار ضروری است و قرار نیست والدین هر رفتاری را تأیید کنند. مسئله، تعادل است. بازخورد مثبت مشخص می‌تواند به کودک کمک کند رفتار مناسب را بشناسد و اعتماد بیشتری برای یادگیری پیدا کند.

مثلاً اگر کودک اسباب‌بازی‌هایش را جمع کرد، به جای اینکه فقط وقتی اتاق نامرتب است واکنش نشان دهید، بگویید:

«دیدم خودت اسباب‌بازی‌هات رو جمع کردی. این یعنی داری مسئولیت‌پذیرتر می‌شی.»


۸. تصمیم گرفتن درباره همه چیز به جای کودک

کودک از سنین پایین می‌تواند در بعضی تصمیم‌های متناسب با سنش مشارکت داشته باشد.

البته قرار نیست کودک درباره همه چیز تصمیم بگیرد؛ اما انتخاب‌های کوچک می‌توانند حس استقلال و مسئولیت را افزایش دهند.

مثلاً به جای:

«این لباس رو بپوش.»

می‌توان گفت:

«امروز دوست داری این لباس رو بپوشی یا اون یکی رو؟»

یا:

«اول کتاب بخونیم یا اول اسباب‌بازی‌هات رو جمع کنیم؟»

این انتخاب‌ها ساده‌اند، اما پیام مهمی دارند:

«نظر من مهم است و می‌توانم در بعضی تصمیم‌ها نقش داشته باشم.»

آکادمی اطفال آمریکا نیز فرصت دادن به کودک برای انتخاب‌ها و تصمیم‌های متناسب با سن و توانایی‌اش را یکی از عناصر شکل‌گیری احساس شایستگی و کنترل شخصی می‌داند.


۹. ارزشمند دانستن کودک فقط وقتی که موفق است

یکی از خطرناک‌ترین پیام‌هایی که کودک ممکن است دریافت کند این است:

«وقتی موفق باشم، بیشتر دوست‌داشتنی هستم.»

اگر محبت، توجه و رضایت والدین دائماً به نمره، برنده شدن، رفتار بی‌نقص یا موفقیت کودک وابسته باشد، ممکن است کودک از شکست بترسد و ارزش خودش را به نتیجه کارها گره بزند.

کودک باید بداند:

«ممکن است از رفتارت ناراضی باشم، اما خودت همچنان برای من ارزشمندی.»

این به معنی بی‌قانون بودن نیست.

می‌توان همزمان گفت:

«کاری که کردی درست نبود و باید جبرانش کنی؛ اما دوستت دارم و می‌خوام کمکت کنم دفعه بعد بهتر عمل کنی.»

پذیرش و محبت والدین در کنار مرزهای روشن، با رویکرد تربیتی حمایتی و مقتدرانه همخوان است؛ در این رویکرد والد هم حمایتگر است و هم برای رفتار کودک حد و مرز مشخص می‌کند.


پس چطور اعتمادبه‌نفس کودک را تقویت کنیم؟

قرار نیست برای اعتمادبه‌نفس کودک هر روز سخنرانی کنیم. بخش بزرگی از این موضوع در اتفاقات ساده روزمره ساخته می‌شود.

چند کار ساده اما مؤثر:

به کودک فرصت انتخاب بدهید. مثلاً بین دو لباس، دو بازی یا دو فعالیت متناسب با سنش.

اجازه دهید کارهای مناسب سنش را خودش انجام دهد. حتی اگر کمی زمان بیشتری ببرد.

به جای نتیجه، فرآیند را ببینید. «دیدم خیلی تلاش کردی» معمولاً اطلاعات مفیدتری از «تو باهوشی» به کودک می‌دهد.

اشتباه کردن را عادی کنید. گاهی حتی اشتباهات خودتان را با آرامش با کودک در میان بگذارید.

احساساتش را مسخره یا انکار نکنید.

او را با خواهر، برادر، دوست یا همکلاسی‌اش مقایسه نکنید.

برای رفتار خوب، بازخورد مشخص بدهید.

به کودک مسئولیت‌های کوچک بدهید. مثلاً جمع کردن اسباب‌بازی‌ها، قرار دادن لباس‌ها در جای خود یا کمک‌های ساده متناسب با سن.

همین مسئولیت‌های کوچک می‌توانند به کودک نشان دهند که عضوی توانمند و مؤثر از خانواده است.


نقش بازی و اسباب‌بازی در اعتمادبه‌نفس کودک چیست؟

بازی فقط راهی برای سرگرم کردن کودک نیست.

وقتی کودک با پازل، ساختنی‌ها، بازی‌های نقش‌آفرینی، نقاشی یا سایر فعالیت‌های مناسب سنش بازی می‌کند، با موقعیت‌هایی مواجه می‌شود که باید انتخاب کند، امتحان کند، اشتباه کند، دوباره تلاش کند و گاهی مسئله‌ای را خودش حل کند.

به همین دلیل، هنگام انتخاب اسباب‌بازی بهتر است فقط به ظاهر یا جذابیت آن توجه نکنیم؛ باید ببینیم آیا اسباب‌بازی به کودک اجازه می‌دهد فعال باشد، فکر کند، انتخاب کند و چیزی را خودش تجربه کند یا نه.

برای والدینی که به دنبال لباس، اسباب‌بازی و محصولات کودک هستند، هرموسا کیدز می‌تواند یکی از گزینه‌های قابل بررسی باشد؛ چون تمرکز این فروشگاه بر محصولات مرتبط با نوزاد و کودک، از جمله لباس و اسباب‌بازی و محصولات مورد نیاز کودکان است.

در خرید محصولات کودک هم بهتر است همیشه سؤال اصلی این نباشد که «کدام محصول قشنگ‌تر است؟» بلکه بپرسیم:

«این محصول چقدر با سن، نیاز و مرحله رشد کودک من تناسب دارد؟»


از کجا بفهمیم اعتمادبه‌نفس کودک پایین آمده است؟

هیچ رفتار واحدی به‌تنهایی نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس پایین نیست؛ اما اگر چند مورد به شکل مداوم دیده شوند، بهتر است والدین دقیق‌تر به شرایط کودک توجه کنند.

برای مثال:

  • از امتحان کردن کارهای جدید اجتناب می‌کند.
  • با اولین شکست سریع کنار می‌کشد.
  • دائماً خودش را با دیگران مقایسه می‌کند.
  • مرتب می‌گوید «من بلد نیستم» یا «من نمی‌تونم».
  • بیش از حد نگران نظر دیگران است.
  • نسبت به انتقاد بسیار حساس می‌شود.
  • موفقیت‌های خودش را کوچک می‌شمارد.
  • از جمع یا فعالیت‌هایی که قبلاً دوست داشته فاصله می‌گیرد.
  • جملات منفی درباره خودش زیاد تکرار می‌کند.

آکادمی اطفال آمریکا نیز اجتناب از چالش، زود تسلیم شدن، خودانتقادی شدید، کناره‌گیری اجتماعی و حساسیت زیاد نسبت به نظر دیگران را از جمله الگوهایی می‌داند که می‌توانند با عزت‌نفس پایین همراه باشند.

اگر این رفتارها شدید، مداوم یا همراه با تغییرات قابل توجه در خلق، روابط یا عملکرد کودک هستند، بهتر است موضوع با متخصص اطفال یا روان‌شناس کودک بررسی شود.


یک تمرین ساده برای والدین

امشب قبل از خواب، فقط سه سؤال از خودتان بپرسید:

امروز چند بار کودک را با فرد دیگری مقایسه کردم؟

امروز چند بار به جای انجام دادن کار برای او، اجازه دادم خودش امتحان کند؟

امروز دقیقاً برای چه رفتاری از او تشکر یا تشویق کردم؟

لازم نیست والد کاملی باشید.

هدف، حذف تمام اشتباهات نیست؛ هدف این است که الگوی رفتاری خودمان را بشناسیم و کم‌کم بهترش کنیم.

اعتمادبه‌نفس کودک با یک جمله جادویی ساخته نمی‌شود. این حس در هزاران تعامل کوچک روزمره شکل می‌گیرد؛ زمانی که کودک می‌بیند والدینش او را می‌پذیرند، به او فرصت تجربه می‌دهند، هنگام شکست تحقیرش نمی‌کنند و در عین محبت، برای رفتارش مرزهای مشخص دارند.

کودک برای بااعتمادبه‌نفس شدن لازم نیست همیشه برنده باشد، بهترین نمره را بگیرد یا در همه کارها موفق شود.

او بیشتر از هر چیز نیاز دارد بداند:

«من ارزشمندم.» «می‌توانم چیزهای جدید را امتحان کنم.» «اگر اشتباه کنم، می‌توانم دوباره تلاش کنم.» «لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن همیشه کامل باشم.»

و شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی که والدین می‌توانند انجام دهند این باشد که به جای ساختن کودکی که از شکست می‌ترسد، به او کمک کنند تبدیل به کودکی شود که از امتحان کردن نمی‌ترسد.

برای والدین نیز انتخاب محصولات مناسب سن و مرحله رشد کودک اهمیت دارد. در هرموسا کیدز می‌توانید در کنار توجه به نیازهای روزمره کودک، محصولات کودک و اسباب‌بازی‌های متناسب با سن او را بررسی کنید و هنگام خرید، علاوه بر ظاهر محصول، به کاربرد، تناسب سنی و فرصت‌هایی که برای بازی و تجربه کودک ایجاد می‌کند توجه داشته باشید.

پرسش‌های متداول

آیا تشویق زیاد باعث کاهش اعتمادبه‌نفس کودک می‌شود؟

خودِ تشویق مشکل نیست. مسئله، نوع تشویق است. تشویق مشخص، واقعی و مرتبط با تلاش یا رفتار کودک معمولاً مفیدتر از تعریف‌های اغراق‌آمیز و کلی مانند «تو همیشه بهترین هستی» است.

آیا باید اجازه دهیم کودک همیشه خودش تصمیم بگیرد؟

خیر. کودک به مرز و راهنمایی والدین نیاز دارد. بهتر است انتخاب‌ها متناسب با سن کودک و در محدوده‌ای باشد که والد تعیین کرده است؛ مثلاً «لباس آبی یا سفید؟» نه اینکه کودک درباره تمام قوانین خانواده تصمیم بگیرد.

اگر کودک اشتباه کرد، تشویقش کنیم یا تذکر بدهیم؟

هر دو ممکن است لازم باشند. ابتدا رفتار نادرست را مشخص و بدون تحقیر اصلاح کنید و سپس روی راه جبران و تلاش برای بهتر شدن تمرکز کنید. هدف این نیست که کودک از اشتباه مصون باشد؛ هدف این است که از اشتباه یاد بگیرد.

آیا خرید اسباب‌بازی می‌تواند اعتمادبه‌نفس کودک را بالا ببرد؟

خودِ خرید اسباب‌بازی به‌تنهایی اعتمادبه‌نفس ایجاد نمی‌کند. ارزش اسباب‌بازی در نوع تجربه‌ای است که برای کودک ایجاد می‌کند. بازی‌هایی که به کودک فرصت انتخاب، حل مسئله، خلاقیت، ساختن و تجربه مستقل می‌دهند، می‌توانند محیط مناسبی برای تجربه توانمندی ایجاد کنند. مهم‌تر از تعداد اسباب‌بازی‌ها، کیفیت بازی و مشارکت والدین است.

آیا اگر قبلاً این اشتباهات را انجام داده باشیم، به کودک آسیب دائمی زده‌ایم؟

نه. والدین قرار نیست بی‌اشتباه باشند. مهم این است که الگوهای نامناسب را بشناسیم و اصلاح کنیم. رابطه گرم، پذیرش، گفت‌وگوی درست و فرصت دادن به کودک برای تجربه و رشد، فرایندی مداوم هستند.


منابع: این مقاله با استفاده از منابع تخصصی مربوط به رشد عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس کودکان از جمله American Academy of Pediatrics، American Psychological Association و Child Mind Institute تهیه شده است.

جستجو